محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6604

تاريخ الطبرى ( فارسي )

نيك داد و بگفت تا وى را با يكصد و پنجاه كس از سردارانش خلعت دهند و اسبان بسيار به دو داد با زين و لگامهاى مزين به طلا و نقره ، و از اقسام جامه و كيسه هاى مال چندان كه يكصد غلام ميبرد ، پيش روى او ببردند . بگفت تا به سرداران وى نيز هر كس را به قدر منزلتى كه بنزد او داشت چيز و اسب و جامه دهند . ملكهاى گرانقدر به تيول وى داد و او را با نكوترين وضعى به اردوگاهش مقابل نهر - ابو الخصيب فرستاد و براى وى و يارانش آذوقه و علوفه معين شد . به لؤلؤ گفت فهرستهايى از ياران خويش و مبلغ مقرريشان به ترتيب منزلتشان به او بدهد كه آن را بداد . دستور داد تا هر كدام را دو برابر آنچه براى وى مقرر بوده بود بدهند و چون فهرستها آماده شد ، مقرريها را بداد و آنچه مقرر شده بود پرداخت شد . آنگاه به لؤلؤ دستور داد براى عبور به غرب دجله و نبرد فاسق و ياران وى آماده شود و لوازم فراهم آرد . و چنان بود كه وقتى نهر ابو الخصيب از دست فاسق رفته بود ( 651 و پلهايى كه بر آن بود ويران شده بود ، از دو سوى در نهر بندى نهاده بود و ميان بند مدخلى تنگ نهاده بود كه جريان آب در آنجا تند شود كه به هنگام جزر كشتى در آن نتواند رفت و به هنگام مد برون نتواند شد . ابو احمد چنان ديد كه نبرد با فاسق ميسر نخواهد شد مگر اينكه بند را از پيش بردارد و به اين كار پرداخت . اما فاسقان سخت از آن دفاع مىكردند و هر روز و شب بر آن مىافزودند كه ميان خانه هايشان بود . از اين رو مراقبت آن برايشان آسان بود و كار كسى كه مىخواست آن را از ميان بردارد دشوار بود . ابو احمد چنان ديد كه گروه از پى گروه از ياران لؤلؤ را به نبرد فرستد كه در كار زنگيان ورزيده شوند و راهها و معبرهاى شهرشان را بشناسند . به لؤلؤ دستور داد كه گروهى از ياران خويش را براى نبرد به نزد آن بند بيارد . دستور داد تا فعلگان نيز براى ويران كردن بند بيارد كه چنان كرد . موفق از دليرى و اقدام لؤلؤ و